| nichek | |
|
۳٠ آبان ۱۳۸٦
یه آسمون نقاشی....يه لقمه نون خشخاشی... !
در ره دل چه لطیف است سفر٬ هیچ مگو ٢۸ آبان ۱۳۸٦
حميدرضا لبافان :)
امروز یه عکس از حمید لبافان پیدا کردم (شما بخونید ۲ تا!) خیلی حال کردم گفتم اونایی هم که حمید رو ندیدند ٬ زیارتش کنند اینم عکس خندانش
٢۸ آبان ۱۳۸٦
جداْ مردم ایران از دروغ شنیدن خوششون می آد. هرچی بزرگتر و شاخدار تر . بهتر و محترم تر... حالم داره به هم می خوره از این فضا........ یکی از همکارام خوب میگه :کثافت نژاد! اون موقع دلم یه مقدار خنک میشه... ٢۸ آبان ۱۳۸٦
گرگ
آرگ - گوهر- تب- بیماری بچه کوچک- گرگ- تجره - برف - اتاقک آجری- بریدن گوش- راستهء گرگ- کلیسا- گٍل - بچه سیاه پوست - ترافیک ماشین- پارک - فرار - کوچه پله دار - سنگکی - - دزد- پوست کنده شده - گوشت و خون - زن زیبا - من در آینه - اشک......... ربط این کلمات چی می تونه باشه؟؟ ٢۸ آبان ۱۳۸٦
می دونی عزیزم؟!! تو محکومی که عاشقم باشی... و زجر بکشی تمام عمر... ٢۳ آبان ۱۳۸٦
مرگ دلفينها
میگفت اگه تناسخ وجود داشته باشه٬ روشنک یه دلفین ه که داره آزاد و رها زندگی می کنه... خبر مرگ ۱۵۱ دلفین رو در خلیج فارس شنیدم٬ گریهام گرفت... به جز یک بار ۲ هفته پیش که رادیو پیام اعلام کرد٬ سکوت در مورد این خبر هست.. هرچند که کلا چیزی که در ایران اهمیت نداره٬نابود شدن٬ مرگ های غیر عادی٬ سقوط هواپیما بدون دلیل٬ و ...... است.
لینکهای زیر رو بخونید... علت مرگ دلفين ها هم اعلام نمي شود مرگ آرام دلفين ها در سواحل ايران
٢٢ آبان ۱۳۸٦
بهار - نياسر..
من سردم است و ميدانم كه از تمامي اوهام سرخ يك شقايق وحشي جز چند قطره خون چيزي به جا نخواهد ماند!.. ٢۱ آبان ۱۳۸٦
به خاطر آدم بزرگهاست که من اين جزئيات را در باب اخترکِ ب۶۱۲ برایتان نقل میکنم يا شمارهاش را میگويم چون که آنها عاشق عدد و رقماند. وقتی با آنها از يک دوست تازهتان حرف بزنيد هيچ وقت ازتان دربارهی چيزهای اساسیاش سوال نمیکنند که هيج وقت نمیپرسند «آهنگ صداش چهطور است؟ چه بازیهايی را بيشتر دوست دارد؟ پروانه جمع میکند يا نه؟» -میپرسند: «چند سالش است؟ چند تا برادر دارد؟ وزنش چهقدر است؟ پدرش چهقدر حقوق میگيرد؟» و تازه بعد از اين سوالها است که خيال میکنند طرف را شناختهاند.
شازده کوچولو ٢٠ آبان ۱۳۸٦
مسجد جامع كرمان (مظفري)
ديروز كرمان بودم. خوشم اومد. مخصوصا از لهجه آدهاش. براي ديدن مسجد جامع كرمان رفته بوديم كه داره آب تمام پي اون رو خراب ميكنه. البته تمام كرمان در معرض اين خطره و حتي در حمام گنجعلي خان و ته باغ ل له آب 30تا 50 سانتيمتر بالا اومده . كرمان در حال نشست ه و تازه شهرداري يادش اومده كه وا مصيبتا!!! شهر داره ميره زير آب...!!!!!! و يكي از مهمترين دلايل اين بالا اومدن آب٬ خراب شدن قنات ها و بسته شدن گالري هاي خروج آب به دليل ساخت و سازه! نبود شبكه فاضلاب. و ... جالبه ديروز در جلسه اعلام كردن كه دولت ورشكسته است! و پول نداره صرف هزينه هاي عمراني كنه! خيلي جالبه نه؟؟؟ دولت مهرورز ورشكسته! كاشي كاري هاي اين مسجد بي نظير بود. چند تا عكس...
ارزشمند ترين قسمت بنا كاشي كاري معرق و محراب و سر در شرق مسجد است.
روز چهارشنبه هفتم شوال سال ۷۰۵ هجري قمري به دستور اميد مبارز الدين محمد مظفر (سرسلسله آل مظفر) و حاكم كرمان و استاد حاج محمد يزدي آغاز گرديد و در اواخر سال ۷۵۵ هجري به پايان رسيده است نزديك غروب مردم كوچه و كسبه بازار دونه دونه و تنها وارد مسجد مي شدند.. براي نماز. دبوار هاي شبستان اين مسجد قرن ۸ هجري . پر از شوره زدگي در اثر بالا آمدن آب.. و اين هم كتابخونه مسجد! البته الان يك پمپ ۲۴ ساعته داره اينجا كار ميكنه . به همين دليل كمي خشك به نظر مي آد ٢٠ آبان ۱۳۸٦
خوب این حمید هیچ گونه ظرفیتی نداره که پسورد بلاگم رو داشته باشه. پست زیر کار خودشه!! من منکر میشم!! ۱٦ آبان ۱۳۸٦
اعتراف
اینجانب ملقب به فریدا مدیر وبلاگ نیچک در عین صحت و سلامت و در کمال هشیاری و عقل و شعور!!! اعلام می کنم که: حمید خــــــــــــــیلی گُله!!! خــــــــــــــیلی... ---------------------------------------------------- پ.ن: ۱٤ آبان ۱۳۸٦
نیچه
از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند . ۱٢ آبان ۱۳۸٦
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم.... ۱٢ آبان ۱۳۸٦
با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.
¤
نوشته شده در ساعت ۸:۱٠ ق.ظ توسط goli٩ آبان ۱۳۸٦
مردم دیوانه شدن تمام!!! باور میکنی که می ترسم برم خیابون پیاده یا بدون ماشین یا آژانس؟ شاید این اتفاقات برای من می افته فقط!!نمیدونم. امروز یه پیکان سفید با سرعت هرچه تمام تر اومد طرف من !!کاملاْعمدی برای ترسوندنم! من ایستادم ببینم چه کار میخواد بکنه. از کنار من با سرعت رد شد و سرش رو از توی ماشین آورد بیرون و یک جیغ بلند کشید. (در مایه یه زوزهء سگ!) و این عکس العملی بود که اصلاْ انتظارش رو نداشتم! و اینکه موتور سوار یا ماشین از کنارم رد میشن و تن من رو با یه صدای وحشیانه میلرزونن چیزیه که داره تکرار میشه!! امروز گریهام گرفت! و دلم برای این خر ۲ پای وحشی سادیسمی سوخت! که از چی لذت میبره این گوساله!! ۸ آبان ۱۳۸٦
ديروز..
واقعاْ آدم نمیدونه که چه کسی راست میگه و چه کسی دروغ... توی چشمای من نگاه کرد و دروغ گفت. گفتم بهش که آدم یه دروغ رو اگه زیاد تکرار کنه٬ خودشم باورش میشه! و اون برام توجیههای فلسفی آورد و دلیل های گوناگون و مثال و .... و اینکه آدم باید انسانی رفتار کنه و نباید آزار برسونه و .. مهریه رو تمام و کمال میدم و زندگی نصف نصف و .... نه! من بهش توهین نکردم و از خونه بیرونش نکردم و ... شب ٬که با مهتاب حرف زدم٬ فقط گریه کرد و گریه... که فقط طلاق بده کافیه! من هیچ چیز نمیخوام!بخشیدم همه رو بهش! که فقط از این عذاب راحتم کنه... نمی دونم... درس خوندن یه زن میتونه اینقدر برای مردش سنگین باشه که اینجوری نابود کنه همه چیز رو؟!؟؟؟؟ ما کی هستیم! انسانهای خودخواهی که اگه غذامون دیر بشه زمین و زمان رو به هم میریزیم... ٧ آبان ۱۳۸٦
گه گيجه
فرو رفته توی کارهای خودش... و من نمی دونم چه کنم! نمی فهمم چرا اینقدر با من مخالفت می کنه! جداْ نمی دونم چه کار کنم با یک نه ِ مطلق!!!!! ٦ آبان ۱۳۸٦
ازدواج مسيار
به سلامتی و میمنت مشکل مردان مصری حل شد!! فردا هم این ازدواج مسیار در ایران رایج میشه... البته که الانم هست! اما با یک پز قانونی لذتش حتماْ بیشتره برای رجال ایرانی...! ازدواج 'مسیار' بلامانع شد (B.B.C) دارلافتاء مصر یا مرکز پژوهشهای اسلامی وابسته به دانشگاه الازهر اعلام کرده است که نوعی از ازدواج موسوم به "ازدواج مسیار" بلامانع است.این ازدواج می تواند تحت شرایطی مخفیانه انجام شود و مرد حق دارد تا این ازدواج را از همسر رسمی خود پنهان کند.مرکز پژوهشهای اسلامی الازهر، مهمترین نهاد تحقیقاتی در مصر و معتبرترین نهاد صدور فتوا در چندین کشور اسلامی به حساب می آید.دارالافتاء مصر همچنین اعلام کرده که درصورتی که حاکم کشور اسلامی تشخیص دهد که این امر به بی بند و باری می انجامد، می تواند این ازدواج را منع کند راستی شما مردا مگه چی هستید که سیرمونی ندارید؟؟؟؟ ٥ آبان ۱۳۸٦
Alarm
یکی از لذت های رندگی من ٬خاموش کردن ساعت بیدار شدن موبایلم در شب ۵ شنبه است.. وای چه کیفی میده و اصلا لحظه جالبی نیست روشن کردندش در آخرین دقایق روز جمعه ٢ آبان ۱۳۸٦
مرا رازی است اندر دل به خون دیده پرورده قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی آید نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد [ خانه | Archive | پست الكترونيك ] |
خانه پست الكترونيك
و لاک ِ خون ِ يک امضا
که به نامهء هر نيازِ من/
زنگار ميبندد/
و قطره قطره های خون ِ من/
که در گلويِ مسلولِ يک عشق/
/می خندد٫
و خدايِ يک عشق/ خدايِ يک سماجت/ که سحرگاهِ آفرينشِ شبِ يک کام کاری/ می ميرد..
درخت
زيبای من
شيرفروش ورطه من ایرانیم KoSooF سورئاليست ميرزا قلمدون Muzzy توكا نيستاني ما سرزمین های دوری هستیم روزنامه ها روز.روزنامهی صبح به وقت تهران عصر نو خبرنامه گويا B.B.C- persian Le MonDe شرق انصار حزب الله |
